فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥ - اقسام وجود
اعمّ از اينكه عالم مادّيات بوده يا عالم مثال باشد.
قوله: وجودا كان او ماهيّة: اين عبارت اشاره است به دو مشربى كه بين
ارباب حكمت مىباشد:
اوّل: جماعتى قائلند باينكه مجعول بالاصل وجود است يعنى چيزى را
كه خداوند ابتداء و حقيقة ايجاد نموده وجود است و ماهيّت امر اعتبارى و
انتزاعى است.
و اين مرام ملّاصدرا و اتباع او و از جمله مذهب مصنّف (ره) نيز همين
است.
دوّم: جماعتى به عكس قائلند.
مصنّف (ره) در متن گويد:
چه وجود اصل بوده و چه ماهيّت چون عنوان ماسوى بهر دو صادق
است تحقّق و هستى آنها ظلّى و تبعى است.
شرح عربى: امّا الوجود الخاصّ فظاهر، و امّا الماهيّة فمع كونها ظلمة اطلاق الفيئ
عليها بعتبار اصل التّعلّق بالغير.
ترجمه: امّا وجود خاصّ پس ظاهر و روشن است و امّا ماهيّت، پس با اينكه آن
ظلمت و تاركى است بايد گفت اطلاق « فيئ » بر آن باعتبار آنستكه اصل و
حقيقت آن وابسته بغير است.
اقسام وجود
شرح فارسى:
توضيح
موجودات منحصر در سه چيز مىباشند:
اوّل: وجود مطلق كه همان وجود منبسط و سعه وجودى باشد و آن
منحصر در بارى تعالى است.
دوّم: وجود خاصّ كه وجود اصيل ماسواى او است.
سوّم: ماهيّت كه عبارت از امر انتزاعى و اعتبارى ماسواى او مىباشد.